X
تبلیغات
تو شعر نابی با ردیفی از تبسم...

تو شعر نابی با ردیفی از تبسم...

 

سلام و عرض ادب به همه ی شما گرامیان

 

سال نو را - هرچند دیگه بیات شده - صمیمانه

به همه ی شما تبریک میگم.

 

شرمنده ی همه ی دوستانی هستم که از به روز نشدنم

دیگه کلافه شده بودند و در نظر های خصوصی خودشون حسابی

 من رو مورد لطف قرار دادند !!!

دوستان عزیز در فیس بوک هم می تونید منو با آدرس زیر پیدا کنید :

 

http://www.facebook.com/mohsen59

 

و دیگه اینکه با یک غزل به روزم :

 

 

 

مویت ...

 

 

ای باد پریشانِ پریشانیِ مویت

خورشید نشسته به چراغانیِ مویت

 

سرچشمه ی احساسی و افسانه ی شهری

شهری که خراب از تو و ویرانیِ مویت

 

چون همهمه درهم شده گیسویِ تو با باد

می ترسم از این حالتِ توفانیِ مویت

 

بر روسریِ گُل گُلی ات رنگ نمانده

بیچاره شد از فصلِ زمستانیِ مویت

 

کافی است لبِ چشمه نشینی که نشیند

یک ماهیِ قرمز به چراغانیِ مویت

 

وا کُن گره از روسریت ، نور بتابد

امشب که شدم لایقِ مهمانیِ مویت

 

ای کنگره در کنگره در کنگره مویت

بگذار بمیرم به غزلخوانیِ مویت

 

 

دوستان لطفا حتما نظرات ارزشمندتون رو در مورد این غزل بنویسید .

 

متشکرم . 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط محسن سلطانی | |